السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث
1169
تعليقات نقض ( فارسى )
و دهخدا ( ره ) در امثال و حكم ( ص 1755 ) گفته : « مور مار شود . مثال ( پس دو بيت سابق را از ابو حنيفهء اسكافى نقل كرده و گفته ) : مور حرص در درون سينه مدار * زانكه آن مور زود گردد مار . سنائى » تعليقهء 175 ( ص 479 ؛ س 7 ) ترجمهء زين الاسلام ، و امير احمديل در تعليقهء 130 بطور تفصيل گذشت . تعليقهء 176 ( ص 479 ؛ س 10 ) اينكه مصنّف ( ره ) گفته : « و آنجا صبور آبادها به حكم بكردند ( تا آخر ) » گويا مراد از صبور آباد سنگر و خطّ حفاظ لشكر يا خطّ مقدّم جبههء جنگ مىباشد كه مانع خروج محاصره شدگان و رسيدن كمك بايشان بوده و در عين حال مشغول جنگ با آنان بوده باشند . و بعبارت ديگر چيزى است كه بر گرد لشكر يا خانهها از خار و سنگ و توپخانه و غيره ساخته مهيّاى جنگ باشند و اين همان معنى سنگر است كه لغويان از قبيل صاحب بهار عجم و غيره به آن تصريح كردهاند . و نظير همين تعبير مصنّف است عبارتى كه ابن اسفنديار در تاريخ طبرستان گفته ( قسم 3 ؛ ص 103 ) « و از لندوبرد و ديگر سراگاهها درختان فرمود بريد و بعد شش ماه با دويست هزار بار هزار چوب درخت بپايان گرد كوه شد و گرداگرد قلعه صبورآباد كرد » ( چنان كه نقل همين عبارت در تعليقهء 141 گذشت ) . تعليقهء 177 ( ص 480 ؛ س 5 ) دژ باليس - فاليس و ترجمهء امير على حسامى اينكه مصنف ( ره ) گفته : « كه هنوز الموت و لنبه سر تنها بود كه ملاحدهء مدابير ستدند و دزه در ملك ديلمان مسلمانان داشتند ، و با ليس امير على حسامى داشت » مراد از « ابو على حسامى » علىّ بن انوشتكين حسامى است كه در صفر سال